با تمام وجود صدايت مي کنم .
صدايت مي کنم تا نگاهم کني ،
نگاهم کني تا چشمان پر از اشکم را ببيني ،
اشکهايم را ببيني تا دلت برايم بسوزد ،
دلت بسوزد تا يک لحظه بيشتر کنارم بماني .
آن وقت از ته دل فرياد خواهم زد و به تو خواهم گفت صادقانه
دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم
آن وقت شايد ديگر هرگز تنهايم نگذاري !

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 11:24  توسط farhad
|
دور از نشاط هستی و غوغای زندگی
دل با سکوت و خلوت غم خو گرفته بود
نیامد و سکوت سرد رانشکست
نیامد و صفای خلوت دل مرا نربود . . . !

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 10:21  توسط farhad
|
پیش از اینکه ترکش کنی
پیش از آخرین وداع .. یا آخرین نگاه
درنگ کن
لحظه ای کوتاه درنگ کن...
و در چشمهایش دوباره نگاه کن
چه می بینی؟
هان ... چه می بینی؟؟؟

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 14:13  توسط farhad
|

خدايا تاب رنجوري ندارم ،
يه ذره ام طاقت دوري ندارم ،
ندانم اين فراق کي ميرسد به سر،
که ديگر طاقت دوري ندارم!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 14:5  توسط farhad
|
+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 0:17  توسط farhad
|
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 15:32  توسط farhad
|
يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي...
اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت
تا روي ساحل پيش آمدند.
دلم برات تنگ ميشه
اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه ميزنم.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 12:41  توسط farhad
|
اگه يه روز خواستي بري
حتما خبرم کن
قول ميدم ازت نخوام بموني
ولي ازت ميخوام زود برگرد!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 12:10  توسط farhad
|
هميشه دوست داشتم ابر باشم
چون ابر آنقدر شهامت داره
که هر وقت دلش ميگيره
جلوي همه گريه کنه!
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 10:24  توسط farhad
|

کاش قلبم درد تنهایی نداشت
چهره ام هرگز پريشا ني نداشت
کاش برگ هاي آخر تقويم عشق
حرفي از يک روز باراني نداشت
کاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود
و قرباني نداشت!
+ نوشته شده در جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 0:0  توسط farhad
|

اگه يه روز رفتي و برنگشتي
بهت قول نميدم منتظرت ميمونم
اما ازت يه خواهش دارم
که وقتي اومدي
يه شاخه گل رو قبرم بزاري!
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 23:28  توسط farhad
|
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 23:7  توسط farhad
|
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 22:16  توسط farhad
|


گر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است
غمي نيست.
همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست...!
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 21:47  توسط farhad
|
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 17:13  توسط farhad
|
گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)
باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)
اگركسي اشتباه كرد آن رابه پوشان (مثل شب)
وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)
متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)
بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )
اگر ميخواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه)

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 17:9  توسط farhad
|
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 17:4  توسط farhad
|
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 13:27  توسط farhad
|